مدیریت تکنولوژی
 
 
اندیشکده الکترونیکی دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مدیریت تکنولوژی
 

در شرایط کنونی که دولت در حال مذاکره با گروه 5+1 بر سر رفع تحریمهای سیاسی و اقتصادیست، یکی از بزرگترین چالشهای پیش رو، امکان و توانایی جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی (Foreign Direct Investment) در سطح صنایع کشور است. به احتمال زیاد رفع تحریمها منجر به بالا رفتن بازده اقتصادی بازار ار حیث میزان سرمایه گذاری خارجی خواهد گردید. در حقیقت این فرصت برای صنایع جهانی بوجود خواهد آمد که از پتانسیلهای سرمایه گذاری در ایران استفاده کنند. قطعا مقصود مورد نظر مدیران و سیاست گذاران کشور در سطح کلان بوجود آوردن فرصت برای جذب بالاترین سرمایه های خارجی به بهترین شکل است که با توجه به رشد روز افزون فرهنگ علم و تکنولوژی در کشور حائز بالاترین درجه ی سر ریز دانش و یادگیری نیز بگردد.

نگاهی به آمارهای منتشر شده توسط مراجع رسمی اقتصادی نشان دهنده ضعف کشور در توان جذب سرمایه گذاریهای خارجی ست که از دو منظر مورد بررسی قرار گرفته است. اول مسائل حقوقی مربوط به جذب سرمایه گذاریهای خارجی که همیشه مورد بحث و گفتگو بوده و دوم مسائل فنی جذب سرمایه گذاری. 

با توجه به تحولات بوجود آمده در روابط سیاسی و حقوقی کشور و احتمال رفع تحریمها، نظام حقوقی جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی با کمی افت و خیز مسیر صحیح خود را یافته و به سمت سر منزل مقصودحرکت خواهد کرد. اما چالش اصلی پیش روی جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی توانمندی جذب این نوع سرمایه گذاریها در سطح کشور است. 

حال این سئوال مطرح میشود که توانمندی جذب سرمایه گذاری خارجی در سطح بنگاه در چه سطح و اندازه ای وجود دارد؟ آیا رده بندی خاصی از صنایع از این حیث در کشور موجود است؟ آیا مشخص است کدام صنایع با چه توانمندیهایی قالبیت جذب سرمایه گذاری خارجی با بالاترین نرخ سرریز دانشی را دارند؟ آیا مدل تکامل یافته و کاربردی در خصوص این موضوع ارایه شده است؟


برچسب‌ها: سرمایه گذاری مستقیم خارجی
 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:14  توسط پویا نمایند  | 

زنجیره ارزش[1] مجموعه عملیاتی است که در یک صنعت به صورت زنجیرگونه انجام می گیرد تا به خلق ارزش منجر شود.استراتژی، هنر ارزش ایجاد کردن است. در یک محیط رقابتی با تغییرات سریع، منطق پایه ایجاد کردن ارزش نیز تغییر کرده‌است. تفکرات سنتی ما در مورد ارزش بر پایه فرضیه‌ها و مدلهای یک اقتصاد صنعتی است، در حالی که تغییرات چشمگیر در زنجیره ارزش سازمان اولویت و اهمیت تکنولوژیهای مورد استفاده را پر رنگتر و مهمتر میکند. ارزش استراتژیک تکنولوژیها بشدت در شکل گیری زنجیره ارزش سازمان موثر است و باید به این مبحث توجه ویژه ای شود.

عملا میتوان گفت یکی از بهترین راهها جهت استخراج زنجیره ارزش قابل اتکا توجه ویژه به زنجیره ارزش و مراحل مختلف آن است. ساختار زنجیره ارزش از دو قسمت تشکیل میشود:

الف) زنجیره ارزش اصلی

ب) زنجیره ارزش پشتیبان

زنجیره ارزش اصلی توالی فعالیتهای ارزش آفرین سازمان را به ترتیب نشان می دهد، در حالیکه زنجیره ارزش پشتیبان دقیقا مشخص میکند کدام مراحل ایجاد ارزش افزوده در طول زنجیره ارزش اصلی از حوزه های مختلف آن پشتیبانی میکنند. زنجیره ارزش اصلی تمام سازمانها با توجه به نوع خدمات و یا محصولات ارایه شده کاملا متفاوت هستند. هر چند ممکن است شباهتهایی به هم داشته باشند، اما قاعدتا زنجیره ارزش پشتیبان که از حوزه های فعالیت زنجیره ارزش اصلی پشتیبانی میکنند در اکثر سازمانها شباهات زیادی به هم دارند. بعنوان مثال میتوان گفت حوزه پشتیبان فناوری اطلاعات و ارتباطات[2] (ICT) بعنوان یک مرحله زنجیره ارزش پشتیبان در تمامی سازمانها دیده میشود.



[1]Value Chain

[2]Information and Communication Technology


برچسب‌ها: ارزیابی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:6  توسط پویا نمایند  | 

كشورهای گوناگون رويكردهای متنوعی را برای شناسايی فهرست فناوریهای كليدی در پيش گرفته‌اند. در حالی كه بيشتر كشورهاي اروپايی و ژاپن، رويكردهای آينده‌نگارانه‌ی كم و بيش پيچيده‌ای را دنبال مي‌كنند، آمريكا در دهه‌ نود تلاش‌های دامنه‌دار و جدی تر را دنبال كرد. در اين چارچوب تاكنون چهار «گزارش فناوریهای كليدی ملی» منتشر شده است كه در آن‌ها روش شناسی های گوناگونی به كار رفته است (از يك پانل اختصاصي گرفته تا مصاحبه‌های صنعتی كه از سوی سازمان‌های خبره راهبری و اداره مي‌شود). واپسين (چهارمين) گزارش به كوشش انديشگاه رند در سال 1998 انتشار يافت.
در اين روش به شيوه‌ای رايج، مجموعه‌ی ويژه‌ای از سنجه‌ها برای سنجش ميزان كليدی بودن فناوریها به كار گرفته می شوند. 


فناوری كليدی چيست؟ 
بيمبر و پاپر در مقاله‌ی اخير خود ابراز عقيده كردند كه كليدی بودن يك فناوری در گرو سنجه هایی است كه بايد به دقت بررسی شوند:

  •  ارتباط با سياست‌گذاری
  •  متمايز بودن
  •  توانايی باز توليد

واژه‌ی «فناوریهای كليدی» نبايد با برخي واژه‌ها كه در ادامه خواهد آمد، اشتباه گرفته شود:

    •  فناوریهای پيشرفته: چه بسا اين قبيل فناوریها هيچ پيوند و ارتباطی با سياست‌گذاریها نداشته باشند،‌ اما گاهي ممكن است مديران آن‌ها را در فهرست فناوریهای كليدی بگنجانند. شايد مديران برای وارد ساختن يك فناوری «عام» در فهرست نهايی ترديدی به خود راه ندهند.
    •  فناوریهای همبسته با خودكفايی ملی: با گسترش [پديده‌ی] جهاني شدن، بسياری از فناوریها براي شماری از كشورها (به ويژه، كشورهای كوچك) پر اهميت جلوه مي‌كنند، اما بايد امكان خريداری اين فناوریها از بازارهای جهانی فراهم باشد.

از ديگر سو، گونه‌های ديگری از فناوریها وجود دارند كه بر پايه‌ی سنجه‌ها میتوان آن‌ها را كليدی ناميد. براي مثال، مي‌توان به فناوریهاي عام و پيش رقابتي اشاره كرد. اين فناوریها كاربردهای گوناگونی دارند. يك گونه‌ی فناوری از آن جهت كليدی به شمار مي آيد كه بازگشت سرمايه‌ی اختصاص يافته برای آن از راه توليد فرآورده و به شكل‌های گوناگون، امكان‌پذير باشد.


اين شيوه‌ چه هنگام سودمند خواهد بود؟ 
روش فناوریهای كليدی هنگامی سودمند خواهد بود كه توصيه‌های آميخته با احتياط براي بحث در سطوح سياسي، از جمله اهداف اصلي آن به شمار آيد. در ميدان عمل، روش فناوریهای كليدی براي تعيين اولويت‌های تحقيق و توسعه‌ی ملی سودمند است. در اين فرايند پرسش‌های ويژه‌ای از اين دست مطرح میشود:

  •  حوزه‌های كليدی تحقيق و توسعه كدام‌ها هستند؟
  •  فناوریهای كليدی (مسيرهای كليدی پژوهش) كه بايد از محل منابع عمومي حمايت شوند، كدام هستند؟
  •  در گزينش فناوریهای كليدی به چه سنجه‌هايی بايد توجه داشت؟
  •  مهم‌ترين رويه‌هايی كه بايد در سطح سياست‌گذاری بررسی شوند تا امكان كاربست نتايج فراهم آيد، كدام هستند؟

در اين مسير اين گرايش عمده وجود دارد كه هدف‌گذاری را از توجه تنها به اولويت‌بندی فناوریها فراتر برده و ارزيابی گسترده‌ی نظام نوآوری ملي را نيز در اين عرصه مورد توجه قرار دهيم. فعاليت‌های اخير جمهوری چك و فرانسه مثال‌هايي از حركت در مسير اين گرايش هستند. 
روی هم رفته، اين امكان وجود دارد كه روش فناوریهای كليدی را برای شناسايی «موضوعات كليدی غير فناورانه» مانند مسايل اجتماعی نيز به كار برد؛ با اين حال، هنوز نمونه‌ای از اين قبيل فعاليت‌ها منتشر نشده است. 


برچسب‌ها: ارزیابی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 12:56  توسط پویا نمایند  | 

مقاله ای از بنده در International Journal Of Innovative Science, Engineering and Technology منتشر شده که از لینک زیر قابل دستیابیه. این مقاله در بابِ ارزیابی توانمندیهای تکنولوژیک ارایه شده. امیدوارم مورد توجه واقع بشه.

لینک مشاهده مقاله PrioritizaingTechnological Capabilities of Cycle Power Plants


برچسب‌ها: ارزیابی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:39  توسط پویا نمایند  | 

پیش بینی توسط افرادی انجام می شود که برای اولین بار شروع به سرمایه گذاری بلند مدت کرده اند. اولین کشاورزان زمین را آماده ساخته و گیاهان را پرورش دادند چون انتظار محصول داشتند. مطمئنا اهرام و دیگر ساختمانهای باستانی نشانه هایی از عقاید معماران آن زمان هستند، معماران این آثار می دانستند که این بناها به مدت طولانی باقی خواهند ماند. اساسی ترین پیش بینی این است که کارها در آینده تا حد زیاد مطابق با روشی که در گذشته اتفاق افتاده است، روی دهند. با آنکه چنین کاری تحت عنوان «پیش بینی ساده» نامیده می شود، اما هنوز متداول و قدرتمند است. سئوال اینجاست چه تعداد شرکت یا جامعه در انجام اعمال ضروری خود تاخیر داشته اند، تنها به این دلیل که روش تجاری زندگی آنها نسبت به گذشته واقعا تغییر نکرده بود؟

برون یابی گذشته برای آینده، یک رویکرد مستقیم است و با آنکه ممکن است خطرناک باشد، اغلب صحیح است. اقتصاد و رشته های دیگر مدل های پیچیده ای از برون یابی را ایجاد کرده اند که گاهی دارای صدها رابطه تصادفی است. هر چند حتی این کاربردهای دقیق از آمارهای پیچیده، ارتباطاتی از داده های تاریخی را تخمین می زنند، با این وجود خطرات ذاتی در برون یابی، واقعی هستند. در سال 2008 جهان یک بحران مالی را تجربه کرد که از دهه 1930 بی سابقه بود. اصول و مقرراتی برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقی ایجاد شدند، با اینحال شکست های منطقه ای وجود داشتند. طی دوره رکود ژاپن یک رکود مالی تاخیری را تجربه کرد و به نظر می رسید نظام های ایالات متحده و قدرت های اقتصادی دیگر وظیفه بیشتری بر عهده دارند، ترکیبی از فناوری اطلاعات و اعتماد به نفس توانست نوآوریهای زیادی را پدید آورد و به نظر می رسید که کل دنیا در نتیجه آن شروع به رشد و ترقی خواهد کرد.

تا اواخر پاییز 2008، پیش بینی های بهار برای یک رکود ملایم ایالات متحده و تداوم شرایط رشد در چین و دیگر اقتصادهای به وجود آمده تا حد زیادی امیدوار کننده به نظر می آمدند. با وجود همه رایانه های قدرتمند و فناوری اطلاعات و مهارت متخصصان مالی دنیا، چگونه چشم انداز می توانست تا این حد تغییر یابد؟ پاسخ های آنی به این پرسش عبارتند از متغیر بودن عواطف انسانی و الزام اساسی برای اعتماد به کارکرد سیستم ها. هر چند ارزیابی مختصری از محرک ها برای فروپاشی سیستم مالی، برای بحث پیش بینی، آموزنده است. سرمایه گذاری بانک ها به همراه ابزارهای مالی پیچیده بر پایه درآمد حاصل از رهن خانه ها بود به طوری که نهادهایی مانند شرکت های بیمه، صندوق های بازنشستگی و بانک ها می توانستند نرخ های بازگشتی بالایی را کسب کنند. این ابزارها به خاطر جایگاه بالای سازمان هایی که آنها را ایجاد کرده بودند، ایمن به نظر می رسیدند. بنابراین، نهادها برای به دست آوردن آنها قرض های زیادی را متحمل شدند. براساس اطلاعات گردآوری شده از جنگ جهانی دوم تا کنون، این طرح های مالی باید از ایمنی کافی برخوردار باشند، هر چند حتی مشکل با پیش بینی های دقیق آماری این است که موارد  اطلاعاتی ممکن است تغییر یابند. در این مورد، فشار برای پرداخت رهن های پایین و حتی صفر برای تشویق خانه دار شدن، رشدی را در رهن های پر ریسک پدید آورد. به طور اجتناب ناپذیری ارزش خانه ها (برای اولین بار در اکثر موارد مرور شده  و مجموعه اطلاعات وجود ) رشد کرد و امنیت ابزارها را از بین برد و منجر به مشکلات پرداختی برای نهادهای سرتاسر دنیا شد.

در حالیکه رویداد بلایای مالی سال 2008، خطرات برون یابی را در جهان در حال تغییر توضیح می دهد، درس های گرفته شده برای پیش بینی تکنولوژی مشخص است. در یک جهان با تغییرات سریع و گسترده، پیش بینی کردن سخت است  و پیش بینی کردن پیشرفت واقعی تکنولوژی جدید به مراتب سخت تر است، به این علت که هیچ اطلاعات گذشته ای وجود ندارد که براساس آن پیش بینی را طراحی کنیم و هیچ درک واقعی از تاثیرات خود تکنولوژی حاصل نمی شود. با این وجود، اگر برنامه ریزی انجام شود و سرمایه گذاری در نوآوری ها صورت گیرد، پیش بینی مورد نیاز خواهد بود.

این مبحث مسئله پیچیده مدیریت تطبیقی در بستر تغییرات سریع (همانطور که در بالا بیان شد) را مورد توجه قرار می دهد. پیش بینی تکنولوژی مطمئنا باید از برون یابی استفاده کند، اما موارد زیادی وجود دارد که برای ایجاد دیدگاه های معقول درباره آینده باید در نظر گرفته شود. برای مثال ارزیابی های کیفی تکنولوژی و شباهت ها با تکنولوژیهای دیگر و همچنین روش های ساختار یافته برای جمع آوری اطلاعات درباره خود تکنولوژی و تکنولوژیهای حمایت کننده و تکمیل کننده، قطعا مورد نیاز خواهد بود. این کتاب بیشتر توضیح می دهد که چگونه مشکلات پیش بینی تکنولوژی می توانند صورت بندی شود، چگونه رویکردهای سازنده می توانند طراحی شوند و چگونه اطلاعات قابل جستجو می شوند، ارزیابی میگردند و برای تصمیم سازی مفید متمرکز می شوند. در هر مرحله، بحث با زمینه استراتژی احاطه می شود که در آن، پیش بینی مفید خواهد بود. درک زمینه برای نتایج موثر و محدوده تحقیق در برآورده ساختن زمان و محدودیت های مالی برای تصمیم های مدیریتی خوب، ضروری است. 

برگرفته از کتاب پیش بینی و مدیریت تکنولوژی، ترجمه پگاه کیارسی (دانشجوی دوره دکتری مدیریت تکنولوژی)


برچسب‌ها: پیش بینی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:52  توسط پویا نمایند  | 

در اکثر تحلیل های تکنولوژیک یکی از پیش درآمدها، مسئله فهرست فنآوریهای کلیدی در سازمان است. تصور کنید با مجموعه ای تولیدی سر و کار دارید که با هزاران تکنولوژی در سطوح مختلف درگیر است. عملا استخراج و استحصال فنآوریهای کلیدی از این تعداد بسیار پیچیده و ناممکن به نظر میرسد. اما برای رسیدن به پاسخ مناسب یک الگوریتم مشخص وجود دارد. در صورتی که با این روش پیش بروید قطعا به بخش اعظمی از لیست فنآوریهای کلیدی سازمان دست پیدا خواهید کرد:

الگوریتم فنآوریهای کلیدی

جهت حصول نتیجه باید 4 گام اصلی زیر طی شود:

  • يافتن و گزينش كارشناسان (خبرگان) 

يافتن و گزينش كارشناسان از گام‌های كليدی نخستين در هر گونه فعاليت، آينده‌نگاری فناوری به شمار می آيد. روش به كار رفته برای يافتن كارشناسان به شدت در دايره‌ی تاثير دامنه‌ی كلی برنامه‌ی مشاوره قرار دارد. در اين مسير دو امكان وجود دارد: 
الف) مشاوره مشخص و محدود؛ و 
ب) مشاوره گسترده. 

 

  • فهرست مقدماتی فناوریها 

فهرست مقدماتی فناوریها را مي‌توان از فهرست‌های موجود (براي مثال، از مطالعات آينده‌نگاری پيشين)، نشست‌های ذهن‌انگيزی يا مباحث مطرح در پانل‌های كارشناسی استخراج كرد. افزون بر اين، احتمال میرود رويكردهايی مانند جست‌وجوی كتاب‌شناسی، مطالعات كارشناسانه، مصاحبه با [صاحبان] صنايع و پويش محيطی با يكديگر تلفيق شوند تا فهرست جامعی از فناوریها براي بررسی، آماده شود. 

 

  • پردازه‌های اولويت‌بندی

اولويت‌بندی دشوارترين و مخاطره‌آميزترين گام در اين فرايند است. هدف اصلی در اين گام بسيار ساده است: كاهش و غربال فهرست مقدماتی فناور‌یهای موردنظر و تبديل آن به فهرستی از فناوریهای كليدی كه بيشترين سازگاری را با مجموعه‌ای از سنجه‌های كاربردی دارند. با اين حال، از آن جا كه فرايند اولويت‌بندی موجب وانهادن شمار در خوری از فناوریها میشود، يك‌باره با برندگان و بازندگان فراوانی روبرو مي‌شويم. در همين نقطه از فرايند اولويت‌بندی است كه لابی هاز قدرتمند و گروه‌های فشار، شكل مي‌گيرند. در اين شرايط يكي از وظايف گروه ، مديريت فعاليت‌ها آن است كه نتايج به دست آمده را تا آن جا كه امكان دارد، در برابر فشارهای خارجی حفظ و حمايت كند. 

 

  • فهرست نهايی فناوریهای كليدی 

فهرست نهايی فناوریهای كليدی بخش اصلی گزارش پاياني است كه در اختيار پشتيبان قرار میگيرد. اين فهرست دربردارنده‌ی تصميم نهايی نيست، زيرا اين سياست‌گذاران هستند كه مسووليت تصميم‌گيری را بر عهده دارند. با اين حال، تدوين و تقديم اين فهرست حاوی يك پيام كارشناسی مهم است و بايد زمينه‌ی مناسب برای پيشه‌سازی تصميم‌های سياسی را فراهم سازد. 
فهرست نهايی فناوریهای كليدی مي‌تواند با «برگه‌های تعيين هويت» فناوریهای كليدی همراه شود كه در آن ويژگي‌های برجسته، حوزه‌های اصلي كاربرد و دشواریهای اصلی فناوری درج شده‌اند.

 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:34  توسط پویا نمایند  | 

دکتر ناصر باقری مقدم از اساتید ارزیابی تکنولوژی و مولفان برجسته رشته مدیریت تکنولوژی طی جزوه ای مطالبی در خصوص طراحی و تدوین شاخص های ارزیابی تکنولوژی سازمان ارایه داده اند. البته از روش ارزیابی پاندا و راماناتان در این جزوه صحبتی نشده. اما دسته بندی و توضیح روشها بصورت کامل ارایه گردیده. مطالعه این جزوه به علاقمندان حوزه ارزیابی تکنولوژی توصیه میشود.

برای دانلود جزوه اینجا کلیک کنید


برچسب‌ها: ارزیابی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ساعت 20:5  توسط پویا نمایند  | 

ترکیب توانمندیهای تکنولوژیک پیشنهادی توسط Panda & Ramanathan

Panda & Ramanathan برای هر كدام از توانمندیها شاخص‌هايی ارائه كرده‌اند كه با استفاده از آنها مي توان سطح هريك از توانمندی ها را در شركت‌های فعال در صنعت برق اندازه گيری نمود.

اين دو شركت‌های موجود در صنعت برق را به ده دسته تقسيم كرده و برای هر طبقه تركيبی از توانمندی ها را پيشنهاد دادند. اين دسته بندی به شرح زير میباشد:

1) شركت‌های خدمات برق: توانمندی های خدمات دهی، اكتساب،حمايتی، راهبری.

2) شركت‌های توزيع برق: توانمندیهای بازاريابی و فروش، خدمات دهی، اكتساب، حمايتی، راهبری.

3) شركت‌های سازنده نيروگاه‌ها: توانمندیهای ساخت و ساز، اكتساب، حمايتی، راهبری.

4) شركت‌های مشاور نيروگاه‌ها: توانمندیهای طراحی و مهندسی، اكتساب، حمايتی، راهبری.

5) شركتهای توليد و انتقال نيرو: توانمندیهای توليد، بازاريابی و فروش، اكتساب، حمايتی، راهبری.

6) شركت‌های توزيع برق و خدمات رسانی: توانمندی های خدمات رسانی، بازاريابی و فروش، اكتساب، حمايتي، راهبری.

7) شركت های توليد و مشاور: توانمندیهای توليد، طراحی و مهندسی، اكتساب، حمايتی، راهبری.

8) شركت‌های توليد، انتقال و توزيع برق و خدمات رسانی: توانمندیهای توليد، بازاريابی و فروش، خدمات رسانی، اكتساب، حمايتی، راهبری.

9) شركت‌های توليد، انتقال و سازنده نيروگاه‌ها و خود نيروگاه: توانمندیهای ساخت و ساز، طراحی و مهندسی، توليد، بازاريابی و فروش، اكتساب، حمايتی، راهبری.

10) شركت‌های مادر: توانمندیهای ايجاد، طراحی و مهندسی، ساخت وساز، توليد، بازاريابی و فروش، خدمات رسانی، اكتساب، حمايتی و راهبری.

نهایتا در صورتی که به بررسی توانمندیهای تکنولوژیک شرکتی اقداکم کردیم که در صنعتی به جز صنعت برق فعال بود، میتوانیم شرایط این شرکت را به یکی از شرایط بالا بر اساس مشابهت تعمیم دهیم. 

 

برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع اولویت بندی توانمندیهای تکنولوژیک / پویا نماینده


برچسب‌ها: ارزیابی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ساعت 16:38  توسط پویا نمایند  | 

فرايند ارزيابی توانمندی های تكنولوژيك Panda & Ramanathan

Panda & Ramanathan در سال 1996 فرايندی را برای ارزيابی توانمندی های تكنولوژيكی ارائه دادند. آنها با استخراج شاخص‌هايی اين فرايند را در صنعت برق فرانسه و تايلند به كار برده و نتايج حاصله را در سال 1997 مورد مقايسه قرار دادند. فرايند پيشنهادی آن به شرح زير است:

(تمامی مراحل بصورت شماتیک در قسمت اول ارایه شده است)

گام اول: شناسايی مراحل ايجاد ارزش افزوده‌ای كه توسط شركت انجام میشود:

فرايند ارزيابی توانمندی های تكنولوژيك با شناسايی مراحل ايجاد ارزش در شركت آغاز مي‌شود. از آنجائی كه يك شركت در تمام مراحل ايجاد ارزش افزوده يك كالا يا خدمت بطور كامل دخالت ندارد، بنابراين تحليلی جامع از مراحل ايجاد ارزش افزوده كه شركت عهده دار انجام آن است، ضروری و لازم می باشد. اين تحليل میتواند پويائيهای مراحل ارزش زا را نسبت به كل ارزش افزوده ايجاد شده مورد بررسي قرار داده و در شناسايي مراحل كليدی و مهم به سازمان ياری دهد.

گام دوم: شناسايی توانمندی تكنولوژيكی مورد نياز:

هر فعاليتی كه يك شركت انجام می دهد مستلزم سطح توانمندی تكنولوژيكی معينی است. بنابراين به وسيله يافتن فعاليت‌های معينی كه در مراحل ارزش افزايی توسط شركت انجام مي‌شود، نيازهای شركت از لحاظ توانمندی تكنولوژيكی را مي توان شناسايی كرد.

گام سوم: تدوين شاخص‌‌هايی برای ارزيابی هر توانمندی تكنولوژيك:

سومين گام در ارزيابی توانمندی تكنولوژيك مستلزم تدوين مجموعه‌ای از شاخص‌ها می باشد كه بتوان آنها را اندازه گيری كرد. برخي شاخص های عينی و ذهنی را مي‌توان برای الگوبرداری در اجزای توانمندیهای تكنولوژيك بكار برد. اين شاخص‌ها بايد معيارهايی مانند موارد زير را نشان دهند:

  • داشتن توانمندی نظارت بر نتايج بنيادی به جای ارزيابی عملكرد فرايندهای ميانی و برنامه‌های انفرادی
  • عينی و عادلانه بودن
  • توانمندی بكارگيری و در حد امكان توانمندی جمع آوری راحت داده‌ها
  • توانمندی ايجاد چشم انداز يا مفهوم، بدون نياز به آگاهی كامل از اعمال و طرح‌های تولیدی

علاوه بر اين، استفاده از اين شاخص ها بايد متضمن موارد زير باشد:

  • نتايج بايد راهنمای هدف گذاری باشند
  • تاكيد بر بهبود ارزش شاخص‌ها نبايد منجر به اقدامات عملی نامطلوب شود
  • نتايج، فقط عملكرد آن نواحی كه تحت كنترل بوده يا تحت نفوذ مديريت سیستم تولیدی مي باشد را منعكس می كند.
  • نتايج توانمندی كاربردی وسيعی داشته باشند.

از آنجايي كه سنجش برخي از اجزاء توانمندیهای تكنولوژيك می تواند مستقيم باشد. اين چنين اندازه گيریهايی دشوار است. بنابراين بايد شاخص‌هايی تدوين نمود كه بتوان آنها را به عنوان معيارهای نمايانگر اين توانمندیها بكار برد.

گام چهارم: محك زنی يا الگوبرداری توانمندیهای تكنولوژيكی:

در دنيايی كه جهانی سازی و جهانی شدن رشدی فزاينده دارد، يك شركت نمي تواند در خلا كار كند. بنابراين ارزيابی توانمندی تكنولوژيك، بدون دانستن وضعيت فعلی توانمندی نسبت به بهترين وضعيت آن، هيچگاه كامل نخواهد بود. با استفاده از مجموعه شاخص‌های معين و مشابه براي يك شركت پيشرفته و شركت تحت بررسی می توان به نتايجی كه نشان دهنده نقاط قوت و ضعف هستند دست يافت.

لازم نيست‌ كه هميشه يك شركت پيشرو در صنعت و در جهان به عنوان شركت مدرن انتخاب شود، بلكه میتوان شركتی كه از لحاظ تكنولوژيك پيشرفته است را به عنوان الگو انتخاب كرد، حتی ممكن است اين شركت در صنعت ديگری باشد ولی فعاليت تكنولوژيكی مشابهی را انجام دهد. در اين مرحله از فرايند ارزيابی توانمندیهای تكنولوژيك، اگر نتوان شركتی را به عنوان شركت مدرن يا الگو پيدا كرد میتوان از خبرگان درون شركت به عنوان مشاور استفاده كرد. اين خبرگان به واسطه تجارب عملی، آموزش و آگاهی نسبت به زمينه‌های توسعه يافته جديد، مي‌توانند معيارهای مناسب براي شاخص‌های الگو را ايجاد كنند.

گام پنجم: تجزيه و تحليل شكاف:

آخرين گام در ارزيابی توانمندیهای تكنولوژيك تعيين شكاف بين توانمندیهای شركت الگو و شركت تحت مطالعه مي‌باشد. اين امر مي تواند ديدگاه مفيدی درباره قوت‌‌ها و ضعف های شركت فراهم كرده و آن قسمت ‌هايی كه نياز به اقدامات اصلاحي دارند را نشان دهد.

 

برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع اولویت بندی توانمندیهای تکنولوژیک / پویا نماینده


برچسب‌ها: ارزیابی تکنولوژی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ساعت 20:2  توسط پویا نمایند  | 

یکی از مشهورترین و مهمترین تالیفات در حوزه مدیریت تکنولوژی کتاب مدیریت تکنولوژی: رمز موفقیت در رقابت و خلق ثروت اثر طارق خلیل است. این کتاب به عنوان مرجع در دوره های تحصیلات تکمیلی رشته مدیریت تکنولوژی تدریس میشود و از منابع مهم رشته مدیریت تکنولوژی در آزمونهای ورودی تحصیلات تکمیلی این رشته است. خلاصه این کتاب از لینک زیر قابل دانلود و دستیابی است.

برای دانلود خلاصه کتاب اینجا کلیک کنید


برچسب‌ها: کلیات
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ساعت 12:57  توسط پویا نمایند  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا