فرايند ارزيابی توانمندی های تكنولوژيك Panda & Ramanathan
Panda & Ramanathan در سال 1996 فرايندی را برای ارزيابی توانمندی های تكنولوژيكی ارائه دادند. آنها با استخراج شاخصهايی اين فرايند را در صنعت برق فرانسه و تايلند به كار برده و نتايج حاصله را در سال 1997 مورد مقايسه قرار دادند. فرايند پيشنهادی آن به شرح زير است:
(تمامی مراحل بصورت شماتیک در قسمت اول ارایه شده است)
گام اول: شناسايی مراحل ايجاد ارزش افزودهای كه توسط شركت انجام میشود:
فرايند ارزيابی توانمندی های تكنولوژيك با شناسايی مراحل ايجاد ارزش در شركت آغاز ميشود. از آنجائی كه يك شركت در تمام مراحل ايجاد ارزش افزوده يك كالا يا خدمت بطور كامل دخالت ندارد، بنابراين تحليلی جامع از مراحل ايجاد ارزش افزوده كه شركت عهده دار انجام آن است، ضروری و لازم می باشد. اين تحليل میتواند پويائيهای مراحل ارزش زا را نسبت به كل ارزش افزوده ايجاد شده مورد بررسي قرار داده و در شناسايي مراحل كليدی و مهم به سازمان ياری دهد.
گام دوم: شناسايی توانمندی تكنولوژيكی مورد نياز:
هر فعاليتی كه يك شركت انجام می دهد مستلزم سطح توانمندی تكنولوژيكی معينی است. بنابراين به وسيله يافتن فعاليتهای معينی كه در مراحل ارزش افزايی توسط شركت انجام ميشود، نيازهای شركت از لحاظ توانمندی تكنولوژيكی را مي توان شناسايی كرد.
گام سوم: تدوين شاخصهايی برای ارزيابی هر توانمندی تكنولوژيك:
سومين گام در ارزيابی توانمندی تكنولوژيك مستلزم تدوين مجموعهای از شاخصها می باشد كه بتوان آنها را اندازه گيری كرد. برخي شاخص های عينی و ذهنی را ميتوان برای الگوبرداری در اجزای توانمندیهای تكنولوژيك بكار برد. اين شاخصها بايد معيارهايی مانند موارد زير را نشان دهند:
- داشتن توانمندی نظارت بر نتايج بنيادی به جای ارزيابی عملكرد فرايندهای ميانی و برنامههای انفرادی
- عينی و عادلانه بودن
- توانمندی بكارگيری و در حد امكان توانمندی جمع آوری راحت دادهها
- توانمندی ايجاد چشم انداز يا مفهوم، بدون نياز به آگاهی كامل از اعمال و طرحهای تولیدی
علاوه بر اين، استفاده از اين شاخص ها بايد متضمن موارد زير باشد:
- نتايج بايد راهنمای هدف گذاری باشند
- تاكيد بر بهبود ارزش شاخصها نبايد منجر به اقدامات عملی نامطلوب شود
- نتايج، فقط عملكرد آن نواحی كه تحت كنترل بوده يا تحت نفوذ مديريت سیستم تولیدی مي باشد را منعكس می كند.
- نتايج توانمندی كاربردی وسيعی داشته باشند.
از آنجايي كه سنجش برخي از اجزاء توانمندیهای تكنولوژيك می تواند مستقيم باشد. اين چنين اندازه گيریهايی دشوار است. بنابراين بايد شاخصهايی تدوين نمود كه بتوان آنها را به عنوان معيارهای نمايانگر اين توانمندیها بكار برد.
گام چهارم: محك زنی يا الگوبرداری توانمندیهای تكنولوژيكی:
در دنيايی كه جهانی سازی و جهانی شدن رشدی فزاينده دارد، يك شركت نمي تواند در خلا كار كند. بنابراين ارزيابی توانمندی تكنولوژيك، بدون دانستن وضعيت فعلی توانمندی نسبت به بهترين وضعيت آن، هيچگاه كامل نخواهد بود. با استفاده از مجموعه شاخصهای معين و مشابه براي يك شركت پيشرفته و شركت تحت بررسی می توان به نتايجی كه نشان دهنده نقاط قوت و ضعف هستند دست يافت.
لازم نيست كه هميشه يك شركت پيشرو در صنعت و در جهان به عنوان شركت مدرن انتخاب شود، بلكه میتوان شركتی كه از لحاظ تكنولوژيك پيشرفته است را به عنوان الگو انتخاب كرد، حتی ممكن است اين شركت در صنعت ديگری باشد ولی فعاليت تكنولوژيكی مشابهی را انجام دهد. در اين مرحله از فرايند ارزيابی توانمندیهای تكنولوژيك، اگر نتوان شركتی را به عنوان شركت مدرن يا الگو پيدا كرد میتوان از خبرگان درون شركت به عنوان مشاور استفاده كرد. اين خبرگان به واسطه تجارب عملی، آموزش و آگاهی نسبت به زمينههای توسعه يافته جديد، ميتوانند معيارهای مناسب براي شاخصهای الگو را ايجاد كنند.
گام پنجم: تجزيه و تحليل شكاف:
آخرين گام در ارزيابی توانمندیهای تكنولوژيك تعيين شكاف بين توانمندیهای شركت الگو و شركت تحت مطالعه ميباشد. اين امر مي تواند ديدگاه مفيدی درباره قوتها و ضعف های شركت فراهم كرده و آن قسمت هايی كه نياز به اقدامات اصلاحي دارند را نشان دهد.
برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع اولویت بندی توانمندیهای تکنولوژیک / پویا نماینده